34
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 16:34
بالاخره غول كواهينامه هم بشت سر كذاشتيم يعني از تمام ازمونها و مصاحبه هاي زندكيم برام سخت تر بود جون در هر مرحله يه بار درجا زدم و رد شدم جون هميشه همه جيز روبه شوخي ميكيرم ايندفعه مجبور شدم جدي بكيرم تا ازش بكذرم استرس دوباره امتحان دادن خيلي بده تازه طرف هم دوست شوهرت باشه و تو هم رودربايستي دكترا...
35
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 16:34
ارتباط من و همسر جان هم دجار كره هايي شده هر كدوم رو بشت سر ميذاريم باز يكي ديكه ايجاد ميشه اين جند وقت استرس بدي بهم وارد شد و زنداييم يه ذكر بهم ياد داد كه زيردوش بكم و جون طولاني بود رو كاغذ نوشتمش تو حموم بود همسرجان ديدن و كفتن اين جيه و حسابي ناراحت شدن و اينكه من نتونستم به تو ارامش بدم كه تو...
36
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 16:34
37
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 16:34
پارسال همین موقعها بود که رئیس همسر اومد و براش یه بسته شامل زعفرون و... اورد و اونم سریع گفت زعفرونش مال فلانیه (همون ابجیش) برای شعله زردش ما هم گفتیم اشکالی نداره و به خانمه گفتیم اینم سهم نذر ما از شعله زرد و بردیم بهش دادیم دیگه از پارسال تا حالا ما هی روابط رو کنترل کردیم و همسر متوجه شد ما دو...
38
-
تاریخ: 1395/9/25 ساعت: 16:34
فك كنم هر سال اين موقع تولد همسرجان به من ياداوري ميشه داستان اشتي با همسر و مقدمات عقد تو ديماه اميدوارم رابطه و عشقمون اونقدر محكم بشه كه هر زلزله قوي و هشت ريشتري هم كه اومد همجنان سر با و استوار باقي بمونه