سر كار بدو بدو هر چند همسر ميكه شما كارمندها 22دقيقه بيشتر كار نميكنيد بهر حال من وقت ﮔشت و ﮔذار تو.اينترنت و انجام كار شخصي ندارم حتي صحبت با تلفن مثلا
يه جورايي ميكن دفتر ما نو پاست هر چند بيش از 6 سال ازش مي ﮔذره ولي منكه اومدم ديدم هيج اطلاعاتي كه براي كارمون لا زم هست رو نداريم ديكه كارم شده جمع اوري اطلاعات كلا وقتمو مي ﮔيره. مثلا يه روز برا سه خط اطلاعات كلي كل روزم رفت اخرش مجبور شدم از اينترنت در بيارم
همكار محترم هم كه انكار اطلاعاتشون ﮔنجه و كلا در اختيار من نذاشته و مي ﮔه چيزي نداره
همكار يه كار سخت و طاقت فرسايي رو انجام ميده من كه اومدم از ترس اينكه ﮔريبانمو ب ﮔيره كلي صحبت و رايزني كه تحويل يكي ديكه بده حالا كه داره انجام ميشه معاونت اومد كه نه نميشه و... حرفايي رو زد كه دقيقا حرفاي همكار بود منم هر چي تلاش كردم فايده نداشت اون واقعا دلش نميخاد كار رو تحويل بده و انتظار داره ما هم مث خودش زير بارش بريم
كار از نظر فيزيولو ژيكي سخته و در توان من نيست ولي چون ايشون انجام ميدن نه ﮔفتن من دردسر سازه
موندم چطوري معاونت رو توجيه كنم كه زيركار در رو و... بهم ن چسبه
و ديد منفي بهم ايجاد نشه :(
برچسب:
نویسنده: آرمان طباطبایی