يادمه20 سالم كه بود رفتم اموزش رانندكي اونجا متوجه شدم كه رانندكي خيلي حواس جمعي ميخاد و من ندارم دنبالش نرفتم بماند كه مربيش هم هرجند خوب ياد ميداد ولي لاس زن بود و مزيد برعلت شد و اينكه ما يه وانت داشتيم كه قرار نبود از نظر خودمون ازش استفاده كنيم و ديكه خودمونو توجيه كرديم كه تاماشين نداشته باشي فايده نداره بري هم باز فراموشت ميشه
حالا بعد ازدواج كه احساس نياز كرديم يعني طلسم شده هر مرحله رو كه ميخام برم شش ماه بينش فاصله ميافته ارديبشت بود كه بالاخره بعد 5 ماه كرفتن قبولي ايين نامه و اموزش رفتم تو شهري امتحان دادم و هر جي نقطه ضعف داشتم همه رو بياده كردم و رد شدم بعد از بارداري نافرجام حالا5 ماه كذشته كه دوباره دارم برا امتحان اقدام ميكنم
امروز تو تمرين كه خيلي افتضاح بودم شصت بار خاموش كردم ترمز و كلاج و دنده همه جي در حد تيم ملي....
عايا اخرش ما كواهي نامه دار خواهيم شد؟
برچسب:
نویسنده: آرمان طباطبایی